روان پرستاری
 
قالب وبلاگ
نويسندگان

                                                                                                     

قدرت برقراری ارتباط با بیماران یکی از ضروریات روان پرستاری است. بدلیل انکه مردم منحصر به فرد (unique) بوده و تحت تاثیر تجربه زندگی مخصوص به خود قرار می گیرند،لذا بهترین راه برای ارتباط وجود ندارد، با این وجود پرستاران می توانند مهارت هایی را که سبب افزایش قدرت آنان در برقراری ارتباط با دیگران شده، و باعث پیشرفت تماس و اعتماد بین فرد می گردد، فرا گیرند.                                                     

این مهارت ها یا عناصر اساس رابطه درمانی پرستار- بیمار می باشند. هنگامی که از این عناصر در رابطه بین پرستار و بیمار بهره گرفته شود ، اضطراب بیمار کم می گردد و بیشتر در مورد خود ، تداعی ها ، مشکلات زندگی صحبت می کند .                                                                                                

پرستار با تفسیر سخنان بیمار قادر خواهد بود که بیمار را در جهت توجه به کشمکش های روانی و موقعیت های اضصراب زا کمک نماید. وقتی مرحله ی مشاوره ای رابطه فرا رسید پرستار قادر خواهد بود که بیمار را به طرف راه حل های موثر تری در مور کشمکش روانی راهنمایی نماید.                                         

اهداف پرستار در یک رابطه درمانی به هدف اولیه ( کوتاه مدت) وهدف ثانویه(دراز مدت) تقسیم می شود .

هدف اولیه : تشوق فرد جهت احساس راحتی در ارتباطات و صحبت درباره خود و احساساتش می باشد.      

هدف ثانویه :

 1- کمک به بیمار جهت تغییر رفتارهای بیمار گونه و غیر موثر                                      

2- سازش با مشکلات و برخورد موثر و مناسب یا مسائل و مشکلات در گیر و کم نمودن سرخوردگی بیمار

 3- حل مسائل و مشکلات و کشمکش های روانی بیمار                                                                    

هر تعاملی (interaction) که بین پرستار و بیمار اتفاق می افتد ، تنها گامی به سوی برقراری یک رابطه است. برخی تعامل ها برای بیمار مفید هستند و برخی ممکن است مفید نباشند. در رابطه درمانی پرستار- بیمار احتیاجات بیمار باید بدون قید وشرط برآورده گردد، هر سخنی که پرستار به زبان می آورد هر چیزی که برای بیمار و با بیمار انجام می دهد ، تشکیل دهنده فرآیند های هستند که ازان طریق اهداف پرستاری بدست می ایند.           

این فرآیند ها شامل تعاملی هستند که به هنگام غذا دادن، حمام به بیمار، دادن دارو، بازی کردن، گوش کردن به صحبت های بیمار صورت می گیرد.

 

 

 

 

دکتر هاری استاک سالیوان(  harry stuck Sullivan) نظریه مهمی راجع به رابطه با بیماران و ارتباط بین فردی ( interpersonal relationship) دارد. او اساساً معتقد است که در هر بیماری روانی یک اختلال اساسی در ارتباط بین فردی و دیگران وجود دارد. شنیدن اینکه بیماران روانی اغلب دارای اختلالی در روابط با خواهر، برادر، همسر، والدین و ... می باشند تجربه ای عادی است. به تعبیری دیگر او معتقد است که فرآیند ارتباطی به نحوی در هنگام بیماری روانی دچار آسیب می گردد. پرستار هنگام تعامل با بیمار ممکن است انواع مختلفی از آسیب های ارتباطی را مشاهده نماید. بعضی افراد ممکن است هنگام تعامل با بیمار انواع مختلف از آسیب های ارتباطی را مشاهده نمایند. بعضی از افراد ممکن است دچار سکوت مرضی گردند، ولی از راه اعمالشان( ارتباط غیر کلامی) ارتباط برقرار می نمایند. دیگران ممکن است در صورت سوال جواب دهند، برخی ممکن است از طریق فاصله گرفتن از درگیر شدن در رابطه فرد با فرد خوداری نمایند. بعضی از بیماران از لغات و عبارات بی معنی در مکالمه استفاده می کنند. وقتی این بیماران به دقت مشاهده یا پیگیری شوند، این ارتباطات ظاهرا نامفهوم ممکن است سمبلی از زیر بنای احساسات برانگیخته شده و نیاز های آنان باشد. بعضی از بیماران بسیار حرافند. بطوریکه تصور می شود بسیار نگران، از لحاظ عاطفی مختل و تحت فشار احساسات و افکار قرار گرفته اند. برخی ممکن است با صدای پایین اغلب به صورت زمزمه نارسا، بخصوص اگر در افسردگی عمیق باشندصحبت نمایند. بنابراین ارتباطات ممکن است راهنمایی جهت اختلالات بین فردی، منابع اضطراب و نیاز های زیر بنایی باشد. شناخت این سر رشته ها  در برنامه ریزی روش های درمانی پرستاری مفید است.

سالیوان همچنین معتقد است که هر موقعیت یا شرایطی که امنیت فرد را تهدید کند باعث افزایش اضطراب می گردد. اضطراب می تواند ارتباطات را قطع یا منحرف کرده یا آسیب برساند. از طرف دیگر مردم می توانند از طریق ارتباط با افرادی که پذیرا، بدون تهدید هستند سلامتی خود را بدست آورند. بنابراین از نظر تئوری سالیوان، هدف درمانی پرستار بایستی برقرار کردن رابطه پرستار- بیمار بر مبنای حمایت عاطفی باشد یا به تعبیر دیگر محیط غیر تهدید کننده باشد.

 

 

مراحل ارتباط درمانی:

 

چهار مرحله به هم پیوسته در ارتباط درمانی پرستار- بیمار شناخته شده است.

در یک رابطه درمانی انتظار می رود که پرستار بیمار را قبلا از برنامه ملاقات منظمی که برای یک مدت زمان مخصوص پایه ریزی شده است، با اطلاع سازد. پرستار و بیمار باید در مورد ساعات و روز هایی که با یکدیگر ملاقات خواهند کرد به توافق برسند. به بیمار باید گفته شود که او می تواند از این زمان استفاده نموده و درباره ی خود، علایق و هر چیزی که باعث ناراحتی او گشته صحبت نماید. پرستار ممکن است که بگوید امیدوار است بیمار را بهتر شناخته او را درک کرده و برای او مفید باشد.

1-    مرحله آشنایی:

در این مرحله پرستار و بیمار با هم آشنا می گردند. نظر به اینکه پرستار و بیمار نسبت به هم غریبه می باشند. برخورد اولیه بر عهده پرستار می باشد. اما گاهی بیماران برون گرا هستند و خود صحبت را آغاز می کنند. بهرحال اگر پرستار برخورد اولیه را وظیفه خود بداند، بیماری که وحشت کرده و کمرو است را فراموش نکرده و از او غافل نمی شود.

طرد شدن پرستار در وهله اول نباید او را از سعی اضافی باز دارد. حتی گاهی تنها در کنار بیمار بودن به بیمار نشان می دهد که به او بعنوان یک انسان علاقمند است و بی میلی یا عدم توانایی فرد را در برقراری ارتباط درک می نماید. بالاخره تکرار چنین ملاقات هایی ممکن است به رابطه پرستار- بیمار منجر گردد. در این مرحله موقعیتی است که پرستار و بیمار یکدیگر را مشاهده نموده و معنی اعمال یکدیگر را به طور خصوصی ارزیابی کرده و کلا با احتیاط به طرف مرحله دوم رابطه پیش می روند. بیمار معمولا پرستار را از طرق مختلف برای جلب اعتماد مورد آزمایش قرار می دهد. هدف اساسی در این مرحله برقراری ارتباط، برقراری تماس، مورد قبول واقع شدن و حرکت تدریجی به سمت مرحله دوم ارتباط است.

 

 

2-     مرحله دوم، مرحله کشف هویت:

اگر ارتباط دوام یابد و مرحله دوم فرا رسد، اضطراب به علت برقراری و احساس اعتماد کاهش می یابد. پرستار و بیمار به قدری یکدیگر را خوب می شناسند که واکنش های احساسی مخصوص را در موقعیت معینی پبش بینی می نمایند. در این مرحله غیر عادی نیست که بعضی از بیماران هنوز اعتماد به پرستاران را مورد آزمایش قرار می دهند. ( از این طریق رفتار غیر کلامی آن را نشان داده در این زمان مسئولیت پرستار درک این رفتار و واکنش مناسب در این مورد است )

در مدت مرحله دوم پرستار بیمار را تشویق می کند که مطالب خود را به زبان آورده و مذاکرات او را روشن سازد و حمایت های عاطفی لازم را جهت ادامه صحبت به بیمار می دهد.

رفتار هایی که بیمار ممکن است نشان دهد:

بیمار ممکن است منتظر دیدار بعدی پرستار بعنوان زمان سبک بال نمودن خود از نظر عاطفی باشد یا ممکن است در ملاقات های بعدی نسبت به پرستار حالت طرد شدن و خشم پیدا نماید. درک پرستار از وجود چنین حالتی نشانه مورد قبول داشتن بیمار و توانایی او در حفظ اعتماد برای ادامه رابطه و حرکت به سوی مرحله بعدی مهم می باشد.

 

 

 

 

 

3-    مرحله استقلال:

بیمار در این مرحله بیشتر سخنگو و فعال می گردد زیرا او با پرستاری که نقش یک فرد مهم برای او را دارد، رابطه برقرار می نماید. مرحله سوم زمانی است که بیمار ممکن است بین وابسته بودن و سعی در استقلال مردد باشد.

این مرحله می تواند برای پرستار و بیمار مشکل باشد و پرستار ناچار است که همه مهارت های ارتباطی و بین فردی خود را به کار برد. به بیمار اجازه داده می شود تا احساسات خود را بروز داده و موقعیت ها را آزادانه بیان نماید. پرستار ممکن است فشار های ناسالم بر روی بیمار و درنتیجه کم شدن عواطف بیمار را شناسایی نماید. نشان دادن درک این موقعیت ها از طرف پرستار باعث اعتماد عمیق بیمار می گردد. وقتی اعتماد بیمار پرورش یافت، یادگیری انجام می گیرد و اضطراب کمتر می شود. پرستار و بیمار به صحبت درباره مشکلات و کشمکش ها ادامه داده و بیمار تشویق می گردد که راه های جدیدی  را برای حل آنها به کار گیرد.

 

 

4-    مرحله ختم درمان:

بیمار را بایستی از مرحله شروع آشنایی و ادامه آن برای این مرحله ( اختتام ) آماده نمود. در مرحله اول پرستار به بیمار می گوید که برای چه مدت بطور منظم قادر است با او ملاقات نماید. در طول مدت رابطه، پرستار در فواصل مختلف به تاریخ اختتام اشاره می کند. در صورتی که پرستار به هر دلیل قادر به ادامه ملاقات های منظم خود نباشد و بیمار هنوز به او وابسته باشد، بایستی ترتیبی دهد تا پرستار دیگری با بیمار کار کند. در مرحله آخر پرستار به تدریج تعداد ملاقات های خود را کم نموده و بیمار را تشویق می کند تا با مردم دیگر و گروه های دیگر رابطه برقرار نماید. بیمار ممکن است به قدری از این تجربه سود برده باشد که دیگر نیازی به حمایت پرستار نداشته باشد و یا از بیمارستان مرخص شود.

 

 

تکنیک ها و مهارت ها در ارتباط درمانی:

 

به طور کلی ارتباط به دو دسته کلامی یا غیر کلامی تقسیم می شوند. ارتباط کلامی به لغات نوشته شده یا صحبت شده گفته می شود. ( لغات علامت دار نیز بایستی بعنوان ارتباط کلامی قلمداد شود ) ضرب المثل، کلیشه ها، شعار ها، اختصارات و طنز ها از ارتباطات کلامی هستند که می توانند معانی ویژه ای داشته باشند.

 

ارتباط غیر کلامی: درحقیقت تحقیقات نشان داده است که پیام های غیر کلامی معانی عاطفی و اجتماعی به همراه داشته و بیشتر از پیام های کلامی مورد قبول واقع می شوند و رفتار های غیر کلامی به منظور تطبیق و بررسی اعتبار رفتار کلامی بکار می رود. پیام های غیر کلامی از طریق مشاهده تشخیص داده می شوند. آن ها به چهار طریق توصیف می شوند:

 

1-     حرکات بدن( kinesics )

2-     کیفیت سر و صدای غیر کلامی ( paralanguage )

3-     فضای شخصی و اجتماعی ( proxemics )

4-     ظاهر ( appearance )

 

مثال ها در هر یک از موارد ذکر شده:

 

1-   حالات چهره، وضعیت بدن، اشارات و حرکات در سخن گفتن. حالات چهره شاید تنها و مهمترین منبع پیام های غیر کلامی هستند.

2-     شامل آهنگ صدا، صرفه کردن، فاصله کلمات، تاکید، مکث ها، گریه کردن، خندیدن، غرغر کردن

3-   در حقیقت مانع غیر قابل دیدن است که از دیگران انتظار نمی رود به آن تعدی نمایند. در ارتباط باید به این فضای شخصی توجه شود.

4-     نحوه استفاده از پوشش، لباس، سایر اشیاء، آرایش مو، صورت، زینت آلات، ریش و عینک

 

 

خصوصیات ارتباط درمانی:

 

1-   پذیرش: قبولی و پذیرش فرد دیگر است که به معنی تصدیق رفتار شخص نیست بلکه او را بعنوان یک انسان ارزشمند باید در نظر داشت و اهمیت دارد.

2-   احترام: درحقیقت فرایند در نظر داشتن دیگری است. این احترام از طریق خوب گوش کردن، توجه کردن، توضیح دادن، صدا کردن مددجو با نام خانوادگی

3-     علاقه: نشان دهنده کنجکاوی صادقانه نسبت به مددجو است. ( دوست دارم در مورد زندگیت همه چیز را بدانم)

4-     صداقت: در حقیقت همان ارادت و راستگویی است که بدون پذیرش، علاقه، احترام، انجام نمی شود. و غیر درمان است.

5-     کمک و همیاری: به معنای حاضر بودن و کمک کردن به مددجو است.( پرستار حاضر و در دسترس مددجو است)

6-     حفاظت و حمایت: به عنوان امنیت اطمینان بخش تعریف شده است.

7-     اجازه دادن: اجازه و اختیار برای رفتار کردن به طریقه جدید است. اجازه دادن بدون حمایت و حفاظت غیر درمانی است.

 

 

انواع ارتباط:

 

1-     درون فردی ( intrapersonal )

2-     بین فردی (  interpersonal)

 

1-     درون فردی: در سطح درون فردی، در خود فرد روی می دهد.( با فرد صحبت کردن )

2-     بین فردی: بین دو یا چند نفر می باشد و شامل هر دو جزء کلامی یا غیر کلامی می باشد. که انواع آن شامل:

الف) ارتباط اجتماعی          ب) ارتباط دانشگاهی          ج) ارتباط تسهیل کننده یا درمانی

 

 

مهارت ها و تکنیک های ارتباط درمانی ( مهارت های تسهیل کننده ارتباط )

 

استراتژی هایی که پرستار از آن استفاده می کند تا قادر باشد با بیمار یا مددجو ارتباط برقرار نماید و به او کمک نماید. دو نوع مهارت تسهیل کننده موثر وجود دارد:

1-     مهارت های توجه

2-     مهارت های پاسخ

 

 

1-   مهارت های توجه: مهمترین مهارت های توجه گوش کردن و مشاهده فعال به منظور ارزشیابی فعال کلامی یا غیز کلامی است. این مهارت ها خود به دو مهارت تقسیم می شوند.

 

A-   مهارت های توجه جسمی

B-    مهارت های توجه روانی

 

همدلی: تجربه موقت نسبت به احساسات فرد دیگر است. ورود به دنیای درون آنچنان که او درک می کند.

احترام: در دسترس بودن پرستار برای کار با مددجو و قبول احساسات، عقاید، تجارب و حقوق وی را می رساند و این ایده را نمایان می کند که هر مددجو قادر به حل مشکلات با کمک فرد دیگر است.

 

خلوص و درستی : رابطه نزدیکی با احترام دارد و قدرت واقعی بوده  و درستکاری و صادق بودن با فرد دیگر است. واقعی و واضح بودن اختصار و واضح بودن در هنگام برقراری ارتباط است.

 

سریع بودن (فوریت): ارتباط برقرار کردن در مورد آنچه که اینجا و اکنون رخ می دهد.

 

 

مهارت های توجه جسمی شامل:

 

1-     روبروی شخص دیگر بودن

2-     قبول وضعیت بدنی باز

3-     مایل شدن در جهت فرد دیگر

4-     تداوم تماس چشمی مستقیم

5-     آرام باقی ماندن

6-     ایجاد محیط آرام و راحت

 

 

مهارت های توجه روانی:

5 نوع مهارت عمده در توجه روانی وجود دارد:

 

1-     توجه و تمرکز بر سخنران

2-     گوش کردن به هر چیزی که گفته می شود

3-     تجزیه و تحلیل پیام های کلامی در ارتباط

4-     مشخص کردن موضوعات و الگو های ارتباط کلامی ( احساس بی قدرتی و عدم توانایی در انجام کار)

5-     خلاصه کردن محتوا و احساسات بیان شده

 

 

1-    مهارت های پاسخ:

 

استراتژی هایی که پرستاران و سایر اعضای تیم بهداشت و درمان جهت برقراری ارتباط کلامی با مددجویان استفاده می کنند، مهارت های پاسخ گفته می شود.

 

همدلی ((empathy ، احترام (respect) ، واقعی و راسخ بودن، رویارویی ((confrontation جز ابعاد تسهیل کننده در ارتباط می باشند.

 

 

استراتژی های پاسخ:

روش های صحبت کردن با مددجو است بطوری که آنها را به برقراری ارتباط تشویق می کند. در رابطه پرستار – بیمار، این بخش عمده ای از کمک به مددجو است تا در فرایند کشف خود، درک خود و تغییر موفق شود.

 

الف) گشابش سخن: به عبارات یا جملاتی که مددجو را به بحث در مورد مشکل تشویق می کند. مثلا ممکن است بگویید چطور شد به این جا آمدید؟ ، آیا چیز بخصوص است که شما بخواهید در مورد آن صحبت کنید؟

 

ب) سوالات باز: سوالاتی که پاسخ آن اطلاعات بیشتری را در اختیار پرستار قرار می دهد تا سوالات بسته.

 

ج) دادن اطلاعات: اطلاعاتی که سبب کاهش اظطراب و ناآگاهی بیمار می شود مثلا دادن اطلاعات در زمینه ویزیت پزشک، روز ها و ساعات ملاقات عمومی و دیگر موارد مورد توجه بیمار.

 

د) بیان مجدد: بیان جملات بیان شده از طرف بیمار به صورتی دیگر.

بیمار: من همیشه کودکم را کتک می زنم.

پرستار: شما فکر می کنید که خیلی عصبانی هستید.   

 

    

ث) انعکاسات(reflextion): به دو صورت انعکاس محتوی و و انعکاس احساسات است.

انعکاس محتوی تکرار جملات اصلی مددجو است این کار به مددجو فرصت شنیدن و فکر کردن درباره انچه گفته را می دهد.

 

مددجو: من امروز خیلی ناامید شدم فکر می کردم به خانه می روم.

پرستار: بنظر می رسد از اینکه در بیمارستان هستی ناراحتی؟

مددجو: من مثل یک صدف توخالی هستم نه چیز دیکر.

پرستار: یعنی می گویی احساس بی ارزشی می کنی؟

مددجو: من به مردم نادرست متکی می شوم

پرستار: به مردم نادرست؟

مددجو می گوید : فکر می کنی برای رقص باید بروم؟

پرستار: فکر می کنی باید بروی؟

 

 

چ) ارتباط دادن جملات و بیانات جدا از هم یا وصل کردن جاهای خالی(connecting island of information)

 

پرستاران سعی میکنند پل ارتباطی و جاهای خالی احساسات، افکار، تجارب و رفتار را به هم وصل کند.

مددجویی دو مسئله را به طور جداگانه مطرح می کند:

1-     عدم موافقت در امور جنسی و بچه دار شدن

2-     افراط در مشروب خوردن

 

اینطور می رسد حلقه ی ارتباطی گم شده است پرستار در جواب این صحبت بیان می کند من متعجبم که چه رابطه ای بین مشروب نوشیدن شما و عدم موافقت با همسرتان است؟ ایا به نظرتان می رسد این کار روش مناسبی برای تنبیه اوست؟

 

ح) بیان مشاهدات(stating observation):

 

مثال: پرستار: شما به من گفتید در تعطیلات آخر هفته با مادرتان دعوایتان شده بعد از ان دعوا دچار بی قراری شدید در همین حین که داشتید برایم صحبت می کردید از اتاق خارج شدید و شروع به قدم زدن کردید و وقتی شما را صدا می زدم گفتیتد دیگر نمی خواهید حرف من را بشنوید

مددجو: درست است

پرستار: من تعجب می کنم چه چیزی از صحبت هایم باعث ناراحتی و رنجش شما شده است

و یا مثال دیگر: شما غمگین به نظر می رسید می بینم که شما ناخن هایتان را می جوید

 

 

د) ایجاد باز خورد(providing feed back):

شامل دادن اطلاعات سازنده به مددجو در مورد اینکه پرستار چگونه آن ها را درک کرده است.

مددجو: شوهرم هرگز وقت ندارد که اوقات خود را با من بگذراند او همیشه کار می کند و به تلوزیون نگاه می کند و...

پرستار: من اینطور می شنوم که شما می گویید او نمی خواهد وقتش را با شما بگذراند

مددجو: نه دقیقا فکر میکنم وقت دارد ولی چیز های دیگری مقدم هستند من می خواهم در زنگی او بر همه چیز مقدم باشم.

مددجو: هیچ کس به ملاقات من نمی آید بچه هایم به خود زحمت نمی دهند به دیدن من بیایند.

پرستار: فکر می کنی که کی به تو نوجه ندارد یا به تو اهمیت نمی دهد.

 

 

خ) سازمان دهی(structuring):

پرستار به مددجو کمک کرده تا مشکلاتش را تعیین نموده و اهمیت نسبی آن ها را تشخیص دهد. این نوع سازمان دهی برای مددجو یانی مفید است که مشکلات زیادی دارند و نمی دانند که کدام مشکل مهم تر است.

 

 

ذ) تمرکز دادن(focusing):

تمرکز یعنی اینکه ارتباط در جهت هدف، ویژگی و درست بودن هدایت گردد و این باعث می شود تا بیمار به بیراهه نرود تکنیک های مربوط در این مهارت شامل:

1-   توصیف کردن: احساس شما در ان وقت چگونه بود چه احساسی به هنگام کتک زدن بچه داشتید و یا وقت عصبانی بودن احساست را به من بگو

2-     قرار دادن وقایع به ترتبت زمانی: آیا آن ماجرا قبل را بعد از تولد بچه یتان اتفاق افتاد یا چه وقت آن اتفاق افتاد.

3-     تشویق به مقایسه: آیا این مانند زنای بود که تو خانه را به قصد دانشکده ترک کرده بودی؟ و یا قبلا چه تفاوتی با حال داشت.

 

 

ر) روشن کردن ابهامات(clarifying):

سعی در درک مددجو وقتی که ارتباط مبهم، گیج کننده و غیر واضح است. مثلا بیمارانی که دچار توهم و هذیان می باشند مطمئن نیستند به انچه که شما گفتیتد لطفا ممکن است دوباره ان را تکرار کنید در این صورت باعث می شود که مددجو منظورش را روشن تر و واضح تر بیان کند یا مثال دیگر: آن ها کی هستند این موضوع چه ارتباطی با ... دارد؟

 

 

ز) خلاصه کردن(summarizing):

بازخورد دادن به مددجو در مورد کل و یا قسمتی از مصاحبه توسط پرستار خلاصه کردن آماده می شود.

 

 

س) سکوت(silence):

این شیوه به مددجو این فرصت را می دهد که افکارش را جمع و سازمان دهی نماید و آگاهی او را از مسائل افزایش دهد این کار باعث قبولی و پذیرش، اهمیت و حمایت می شود.

 

موانع ارتباطی:

 

نصیحت کردن            

نادرست : اگر من جای شما بودم                     

درست : من آنچه را گفتید شنیدم شما چه پیشنهادی دارید؟

 

اطمیان دادن

نگران نباش

چه چیزی باعث نگرانی شما شده است؟

 

تغییر موضوع

اجازه بدهید بعدا در مورد آن صحبت کنید.

به نظر مهم می رسد بیشتر در مورد آن توضیح دهید

 

قضاوت کردن

اشتباه می کنید

تعبیر شما فرق میکند بیشتر مایلم در مورد اینکه شما موقعیت را چگونه می بینید بدانم.

 

دستور دادن

این راهش نیست(( به من گوش بده))

شما فکر می کنید کدام راه درست است

 

طرح سوالات بیش از حد

چرا شما اینطور احساس می کنید؟

چه چیزی باعث شده که شما اینطور احساس کنید؟

 

استفاده از کلماتی که بار عاطفی دارند

شما در مورد این حادثه احساس گناه می کنید

من تعجب می کنم که شما احساس مسئولیت در مورد آنچه که رخ داده، نکنید

 

1-     مبارزه کردن ( خصوصا در مواقع هذیانات و توهمات)

شما نمی توانید رئیس یک شرکت باشید.

به نظر می رسد شما می خواهید در مورد خودتان به عنوان فرد مهمی فکر کنید

 

2-     تحقیر احساسات او

شما امروز جلف به نظر می رسید

من توجه کردم شما امروز چند بار لبخند زدید. آیا این دلیل بر چگونگی احساس شما است.؟

 بیمار : من آرزوی مرگ دارم.  پرستار: همه این احساس را دارند.

 

10- رفتار تمر کز بر خود یا خود محوری

معذرت می خواهم آیا می توانید تکرار کنید من نشنیدم شما چه گفتید.

اگر من درست فهمیده باشم آقای احدی شما گفتید.........

 

11-   طرد افکار بیمار

نمی خواهم در این مورد چیزی بشنوم

 

12-   موافقت تمام افکار و رفتار بیمار

من خوشحالم که شما ...     من موافقم ،    خوبست

 

13-   دفاع کردن خصوصا در مواردی که بیمار به آن حساس است

آقای دکتر X بر خلاف گفته شما بسیار دقیق و ماهر هستند

 

14-   پاسخ واقعی دادن به حرف ها و خیالات و هذیانات

بیمار : احساس می کنم اعضای بدنم خارج شده اند

پرستار: نشان بده کجا رفته اند.؟

 

15-   مخالفت یا موافقت سریع و صریح با هذیانات و توهمات

من که صدایی نمی شنوم

تو که ناپلئون نیستی؟

 

16-   متهم کردن بیمار

17-        اگر شما نیاز به جراحی ندارید چرا اینجا هستید؟

    

18-   خودداری و انکار مشکل

بیمار من هیچی نیستم و می میرم

شما همه چیز هستید و نمی میرد.

[ ۱۳٩۳/۱٠/٧ ] [ ٤:٢٩ ‎ب.ظ ] [ شاهری ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

دانشجوی کارشناسی ارشد روان پرستاری دانشگاه علوم پزشکی قزوین
موضوعات وب
 
صفحات اختصاصی
آرشيو مطالب
RSS Feed